شبهای قدر

زیارت ناحیه مقدسه
" السلام علی الشیب الخضیب "
سلام بر محاسن به خون خضاب شده ات

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی المظلوم بلا ناصر
السلام علی المغسل بدم الجراح
السلام علی من دفنه اهل القریالسلام علی الشیب الخضیب
السلام علی البدن السلیب
السلام علی الاجسام العاریه فی الفلوات
السلام علیک یا مولای و علی الملائکه المرفوفین حول قبتک
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
در زیارت ناحیه مقدسه هست .
در این بخش اولا سلام و درود بر 24 پیامبر به همراه اوصاف مشهور آنها آمده است سپس بر علی و فاطمه زهرا و امام حسن: درود می فرستد. پس از آن با درود بر امام حسین(ع) فصل جدیدی از زیارت آغاز می شود.
درباره این بخش توجه به دو نکته لازم است: اول این است که بسیاری از زیارات اهل بیت(ع) با درود بر انبیا الهی شروع می شود، که شاید حکمتش توجه به این مطلب باشد که این بزرگواران در مسیری حرکت می کنند که از حضرت آدم شروع شده است و ادامه راه انبیاء الهی است و اینها وارثان انبیاء برای رسیدن به اهداف عالیه الهی هستند. پیام این زیارت نیز همین است که وقایع عاشورا و مصائبی که بر امام حسین(ع) و یارانش پیش آمد، در راستای برنامه الهی است.
دوم این است که در هنگام سلام بر حضرت داود(ع) می خوانیم:
«السلام علی داود الذی تاب الله من خطیئتة »
سلام بر داود(ع) که خداوند از خطایش گذشت
در اینجا توضیح این نکته لازم است که چون ما معتقد به عصمت تمام انبیای الهی هستیم بنابراین ، مراد از خطیئة حضرت داود(ع) در اینجا ، آن افسانه ای نیست که در کتب عهد عتیق ذکر شده است (14) چنانکه در روایات مختلفی که از اهل بیت رسیده است، بشدت آن تهمتها را تکذیب می کنند، (15) بلکه مراد عجله در قضاوتی است که انجام گرفت و بلافاصله توبه کرد و این ترک اولایی بیش نبود. (16) و اینکه در میان تمام اوصاف زیبایی که خداوند در قرآن، حضرت داود(ع) را بدان می ستاید، چرا در اینجا، این وصف انتخاب شده است و علتش برای ما مشخص نیست و علمش را به اهلش می سپاریم .
در این بخش امام حسین(ع) به عنوان کسی معرفی می شود که با خون خود، جانش را در راه دین بخشید، و خدا را در پنهان و آشکار، اطاعت کرد، و خداوند در خاک او شفا قرار داد و زیر گنبد و بارگاه او ، دعا مستجاب است و ائمه: از نسل او هستند و او فرزند پیامبر(ص) و علی(ع) فاطمه زهرا(س) و خدیجه کبری 3 است و او فرزند سدرة المنتهی و فرزند بهشت ابدی و فرزند زمزم و صفا است ...
در این بخش از زیارت گوشه ای از مصائب جانفرسایی که در واقعه کربلا برای امام حسین(ع) و یارانش پیش آمد در قالب عبارتهایی بسیار حزن انگیز بیان می شود:
«پیکرش به خون آغشته شد ، حرمت خیمه گاهش شکسته شد. او و یارانش در حالی کشته شدند که لبانشان خشکیده ، جسدهایشان عریان، پیکرهایشان تغییر یافته و اعضایشان قطعه قطعه شده و سرهایشان بالای نیزه رفته بود. تجهیزاتشان به غنیمت برده شد و در بیابانها افتادند و بدون کفن دفن شدند و محاسن او به خون خضاب شد و دندانش با چوب خیزران نواخته شد و سرش بالای نیزه و بدنش عریان در صحرا بود...»
در قسمتی از این بخش چنین آمده است:
«اگر روزگاران مرا به تاخیر انداخت و تقدیر الهی مرا از یاری تو باز داشت، و نبودم تا با کسانی که با تو جنگیدند، بجنگم، و با کسانی که به دشمنی تو برخاستند ، به دشمنی برخیزم، در عوض ، هر صبح و شام ندبه و زاری می کنم و به جای اشک برای تو خون گریه می کنم و ...»
پیام این بخش این است که در برابر ظلم ظالمان و ستمی که به مظلومان می رسد، نبایدبی تفاوت بود، حتی اگر کاری از عهده ما بر نیاید ، باید با اظهار تاسف ، تنفر خود را اعلام کنیم.
در این بخش از زیارت ، زائر گواهی می دهد که امام حسین(ع) وظائفی را که در برابر خداوند و جامعه داشت، به نحو احسن انجام داد، در اقامه نماز و انجام زکات و امر به معروف و نهی از منکر کوشا بود، مطیع خدا بود ، به ریسمان او تمسک کرده بود، او خدا را از خود ، خشنود ساخت، یاور حق و دین و مدافع حریم آن بود، و در برابر سختی و بلا، صابر بود ...
در این بخش ، امام حسین(ع) به عنوان دربردارنده تمام صفات کمالیه و عامل به همه تکالیف شرعی و اجتماعی در حد اعلای آن معرفی شده اند و چنین کسی می تواند الگوی عملی ما در زندگی باشد.
این زیارت علت قیام را ظلم آشکار ظالمان ذکر کرده است و خطاب به امام حسین(ع) می گوید:
«... تا آن زمان که ستم دست تعدی دراز کرد و ظلم و بیداد، نقاب از چهره برافکند و ضلالت و گمراهی ، پیروان خویش را فرا خواند ، ... پس در آن زمان بود که آگاهی تو ، به شرایط موجود ، موجب گردید که به انکار عملی برخیزی و بر تو لازم شد که با فاجران و بدکاران به جهاد برخیزی ...»
امام حسین(ع) آغاز گر جنگ و خونریزی نبود و برای جلوگیری از ظلم و ستم ، مراحلی را طی کرد که در این زیارتنامه این مراحل به این صورت ذکر شده است که: ایشان مردم را به وسیله حکمت و موعظه حسنه به سوی خدا دعوت کرد و به برپایی حدود الهی و فرمانبرداری از خداوند امر کرد، و مردم را از پلیدیها و سرکشی نهی کرد، و آنها را از عذابهای الهی ترساند و حجت را بر آنها تمام کرد.
در این قسمت بیان می کند که وقتی امام حسین(ع) حجت را بر آنها تمام کرد به مبارزه با آنها پرداخت و آنها پیمان و عهد و بیعت شکستند، به جنگ ابتدا کردند و با هر وسیله ای به امام حسین(ع) و یارانش ضربه زدند و امام حسین(ع) نیز با قدرت تمام به مقابله با آنها پرداخت. سپس در ادامه چنین آمده است:
«و چون دشمنان تو را ثابت قدم و قویدل دیدند، برای تو دامهای مرگ آفرین قرار دادند، و آب را بر تو بستند و تو را تیرباران و سنگ باران نمودند ، و با زخمهای فراوان تو را از پای انداختند و راه نجات را برایت بستند و کار به جایی رسید که دیگر برایت یاوری نمانده بود و لی در عین حال همه چیز را به حساب خدا گذاشته بودی و صابر بودی و از زنان حرم و فرزندانت دفاع می کردی ، تا آنجا که تو را از اسب سرنگون ساختند واسبها تو را لگدکوب می کرد و تجاوزگران با شمشیرهایشان بر تو ضربه می زدند ، در این هنگام عرق مرگ بر پیشانیت نشست... و تو هنوز گوشه چشمی به سوی حرم و خیمه هایت می گرداندی .»
سپس در ادامه واقعه چنین آمده است:
«اسب توشیون کنان از تو دورشده ، شیهه کشان و گریه کنان به قصد خیام حرم سرعت می گرفت. پس چون زنان حرم اسب تو را بلازده و زین را واژگون دیدند، از خیمه ها بیرون آمدند در حالی که موهایشان را پریشان کرده و بر صورتهای خویش سیلی می زدند و نقاب از چهره انداخته بودند و با صدای بلند می گریستند، در حالی که بعد از عزت ذلیل شده بودند و به سوی قتلگاه تو می شتافتند و در این حال شمر بر روی سینه تو نشسته بود و شمشیرش را در گلویت فرو می برد و از خون گلویت سیرابش می کرد و با دستش محاسن ترا گرفته بود و با شمشیر تیزش سر از بدنت جدا می کرد. در این حال حواست از حرکت باز ایستاد و نفسهایت پنهان شد و سرت بر بالای نیزه ها رفت و ...»
در این بخش سخن از اسارت اهل بیت و به غل و زنجیر کشیدن و حرکت دادن آنها در صحراها در هوای گرم و سوزان در بازارهاست. سپس خطاب به امام حسین(ع) چنین آمده است:
«با کشتن تو اسلام را کشتند و نماز و روزه را متروک ساختند ، و سنتهای الهی و احکام دین را شکستند و پایه های ایمان را ویران نمودند و آیه های قرآن را تحریف کردند و در ظلم و تجاوز سرعت گرفتند .... و کتاب الهی مهجور واقع شد ... و با فقدان تو ذکر الله اکبر و لااله الاالله و حرام و حلال خدا و تنزیل قرآن ، مفقود شد و بعد از تو تغییر و دگرگونی و بی دینی و تعطیل دین و هوا و هوسها و گمراهیها و فتنه ها و باطلها ظاهر گشت.»
بخش پایانی زیارت به توسل به خاندان عصمت و طهارت: اختصاص یافته و زائر با واسطه قرار دادن ارواح پاک امامان معصوم سعادت دنیا و آخرت و پاک شدن از همه گناهان و پلیدیها را از خداوند درخواست می کند.
پیام این بخش از زیارت این است که تمام این تکریم هایی که نسبت به اهل بیت(ع) می شود به خاطر اینست که اینها چون بر اقرار به خدا ثابت قدم بودند و مطیع و یاور پیامبر بودند و از نوری که با پیامبر نازل شد تبعیت کردند ، بنابراین ، تنها وسیله ای هستند که می توانند واسطه بین ما و خدا گردند و در آخرت نیز شفیع ما واقع شوند فلذا در زیارت جامعه نیز می خوانیم:
«خدایا! اگر من شفیعانی نزدیکتر از محمد و اهل بیت اخیار و ابرار او: می یافتم ، آنها را در درگاه تو شفیع قرار می دادم.»
«اللهم ثبتنی علی الاقراربک و احشرنی علیه والحقنی بالعصبة المعتقدین له، الذین لم یعترمنهم فیک الریب و لم یخالطهم الشک ، الذین اطاعوانبیک و وازروه و عاضدوه و نصروه و اتبعواالنورالذی انزل معه.»
پی نوشتها:
×. لفظ «ناحیه » از زمان امام علی النقی و امام حسن عسکری (ع) که شیعیان در جو اختناق به سر می بردند به عنوان رمز استفاده می شد و مرادشان از این لفظ محلی بود که امام را در آنجا دیده اند و یا حکمی را از ایشان گرفته اند، در عصر غیبت صغری نیز کسانی که به حضور حضرت حجت (ع) شرفیاب می شدند و مطلبی را دریافت می کردند، این گونه تعبیر می کردند که این مطلب از ناحیه مقدسه خارج شده است.
1. ابن طاووس ، علی بن موسی بن جعفر،اقبال الاعمال ، تهران، دارالکتب الاسلامیة ، ص 537
2. ر.ک: المجلسی ، محمدباقر ، بحارالانوار،تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، 1388ق، ج 45 ، ص 65 ; ج 101 ، ص 269 .
3. المجلسی ، محمدباقر، همان ، ج 101 ، ص 274.
4. همان جا
5. همان جا
6.ابن طاووس ، علی بن موسی بن جعفر، قم ، مؤسسه آل البیت: لاحیاءالتراث،1417ق ، ص 221
7. المجلسی ، محمدباقر ، همان ، ج 101 ، صص 249 - 231
8. همان ، ج 101 ، صص 327 -317
9. همان ، ج 101 ، ص 231
10. ابن طاووس، علی بن موسی بن جعفر، همان ، ص 221
11. المجلسی ، محمدباقر، همان، ج 101 ، ص 251 12. همان ، ج 101 ، ص 328
13. همان جا.
14. ر. ک: کتاب دوم اشموئیل، فصل 11 ، جمله های 2 تا27
15. ر. ک: طباطبائی ، سید محمدحسین ، تفسیر المیزان ، قم ، انتشارات اسلامی، ج 17 ، ص 200
16. ر.ک: ص ، آیات 24 -21
========= هه مبارک فجررا که قرین
ميلاد مسعودختمي مرتبت پيامبر اعظم حضرت محمدمصطفي
(صلي الله عليه وآله وسلم)وبنيانگذارمكتب تشيع حضرت امام جعفرصادق (عليه السلام)گردیدبرعموم شادباش وتبریک میگوئیم
خيزيد دو آيينه ي توحيد ببينيد
در مشرق يک صبح، دو خورشيد ببينيد
دو مطلع الانوار درخشيد، ببينيد
در عيد نبي بار دگر عيد ببينيد
عيـد دگـري بـاز دل از خلــق ربــوده
چون حضرت صادق به جهان چشم گشوده
شده مکه چراغان ز يمن مقدم تو
زند پر قلب عالم به گرد حرم تو
فداي قدم تو کرم تو حرم تو
يا محمد(3)

برکات و اعمال ماه ربیع الاول
ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است .
ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.
ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا كه او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیكترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است كه كاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین بركتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .
پس بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".
مهمترین اعمال این ماه
شب اوّل:
این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید
آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ ؛ بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1) در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)
سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.
1- روزه گرفتن به شكرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند كفار و مشركان در اول ربیعالاول.
2- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.
روز هشتم:
در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.(3)
در این روز شایسته است زیارت امام حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.
روز دهم :
روز ازدواج رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبرى(علیها السلام) است در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.(4)
روز دوازدهم:
این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبىّ مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)است.(5)
همچنین در این روز، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(6) و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 است.(7)
اعمال مستحب در این روز به شكرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:
1- روزه گرفتن.
2- دو ركعت نماز مستحبی كه در ركعت اول بعد از حمد، سه بار سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده میشود.
روز چهاردهم:
در سال 64 در چنین روزى، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.(8)
وى پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمى بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش مى باشد - در سنّ سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگى ننگینش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن کردند ولى اکنون اثرى از او نیست.(9)
شب هفدهم:
طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلى الله علیه وآله) است و شب بسیار مبارکى است.(10)
1) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.(فلاح السائل، صفحه 61 )
2) روزه: كه براى آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: كسى كه روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه یكسال را مقرّر مى فرماید.(اقبال، صفحه 603 )
3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال كردن مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.(همان مدرک )
4) زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتى از آن حضرت آمده است: هر كس بعد از وفات من، قبرم را زیارت كند مانند كسى است كه به هنگام حیاتم به سوى من هجرت كرده باشد، اگر نمى توانید مرا از نزدیك زیارت كنید، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستید (كه به من مى رسد).(همان ص 604)
5) زیارت امیر مۆمنان، على(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتى كه امام صادق(علیه السلام) در چنین روزى كنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وى را زیارت كرد.(همان مدرک، صفحه 608 ) (این زیارت در بخش زیارات، مفاتیح آمده است).
6) تكریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تكریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امكان و سرور همه ممكنات حضرت نبىّ اكرم(صلى الله علیه وآله) سفارش بسیار كرده است.()
بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایى جشن ها و تشكیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبىّ مكرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگى او آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه اى اسلامى و محمّدى بهره كامل گیرند.
همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.(11)
روز هفدهم:
همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است.(12) (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند).
همچنین در چنین روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(13)
ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)است، ولى از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمى مرتبت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادى و جشن و سرور است.
از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونىِ عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز مى باشد در مجموع از ماههاى بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامى بدارند.
پی نوشت ها :
1. سوره بقره، آیه 207.
2. اقبال الاعمال، صفحه 592 و تفسیر نمونه، جلد 2، صفحه 78.
3. کافى، جلد 1، صفحه 503.
4. اقبال، صفحه 599.
5. زاد المعاد، صفحه 412.
6. اقبال، صفحه 599 و کامل ابن اثیر، جلد 2، صفحه 7 (حوادث سال اوّل هجرت).
7. مصباح المتهجّد، صفحه 791.
8. اقبال، صفحه 601 (سیّد بن طاووس، در همین کتاب از شیخ مفید، استحباب روزه در این روز را به خاطر هلاکت یزید نقل کرده است).
9. تتمة المنتهى، صفحه 64.
10. مصباح المتهجّد، صفحه 791 و اقبال، صفحه 603.
11. اقبال، صفحه 601.
12. مصباح المتهجّد، صفحه 791 و اقبال، صفحه 603.
13. بحارالانوار، جلد 47، صفحه 1، حدیث 2.
منابع: کتاب ارزنده المراقبات مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملكى تبریزى (ره)
نام : علی
لقب : رضا
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : موسی
نام مادر : نجمه تکتم
تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری
محل ولادت : مدینه طیبه
مدت امامت : 20 سال
مدت عمر : 55 سال
تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری
علت شهادت : انگور زهر آلود
نام قاتل : مأمون ملعون
محل دفن : خراسان
تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر
چکیده ای از زندگانى امام رضا عليه السلام
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود. مادر ایشان بنا به روايتهاى مختلف نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را دارد..كنيه ایشان ابوالحسن و ابوعلىمشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و علت مشهور بودن این لقب آن است که : او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين روایت است که: به آن خاطر كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. ودر آخر، گفته شده است: به این دلیل او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.
برای فرزندان ایشان ،گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: اكثراً، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
روز شهادت
درباره تاريخ شهادت آن حضرت عقيده اكثر عالمان سال (203 ق ( است.بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.آن حضرت به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر شان را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.
سلام بر آن امام
روزى كه ديده به جهان گشود
روزى كه نگاهش را از اين سراى فروبست
و روزى كه به رستاخيز برخواهد خاست
سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست
نامت بلند و دينت پر رهرو، اي جاري تر از حيات در پيکر آدمي!

28 صفر رحلت پيغام دار آخرين، خاتم نبوت را نگين، حضرت رسول واپسين، عينيت قرآن کريم، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله بر مسلمانان جهان تسليت باد.
در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:
" فراق نزديك شده و بازگشت به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى گذارم و مى روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود."
ویژه نامه شهادت پیامبر اکرم (ص) ، امام حسن(ع) و امام رضا (ع)
عالم همه محو گل رخسار حسين است
ذرات جهان درعجب از کار حسين است
داني که چرا خانه ي حق گشته سيه پوش
يعني که خداي تو عزادار حسين است
سلام بر حسين-ع و بر کلامي
که از لبهاي خشکيده اش جاري شد
امام حسين-ع:
قيام و انقلاب من نه از روي خودخواهي و خوشگذراني و فساد و ظلم است،
بلکه من در پي اصلاح امت جدم و برپايي امربه معروف و نهي از منکر هستم.

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی
سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـر از حزن غرق درد و ملالش
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب
سلام من به محرم به دست و مشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل
سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب
سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش


پیشاپیش ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام رضا(ع) را به شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می نمایم![]()
"صلوات خاصه علی بن موسی الرضا(ع)"
اللهــــــم صـــــل عــلی عــلی بن موسی الرضـــــــا المرتــضی الامام التــقی
النــــــقی و حـــجــتک عـــلی من فـــوق الارض و من تحـــــت الثری الصــدیق
الشــــــهید صــلـــوة کثیرة تــامـــة زاکیــة متـواصلة متـواتـرة متـرادفـة کافضـل
ما صلیت علی احد من اولیائک

شکوه اعجاز
امام باور مایی، رضا جانم،رضا جانم
گل باغ تمنایی،رضا جانم،رضا جانم![]()
صفای ملک امکانی،به بزم عشق سلطانی
به حلم و جود یکتایی،رضاجانم،رضا جانم![]()
تو ماه عالم افروزی،چراغ جاودان سوزی
امید جان شیدایی،رضا جانم،رضا جانم![]()
تو سبزی مثل رویا، تو سبزی رنگ شادی ها
چه زیبایی !چه زیبایی،رضا جانم ،رضا جانم ![]()
زلال چشمه نوشی،بهار سبز گلپوشی
گل سرخ شکوفایی،رضا جانم ،رضا جانم![]()
هوای سبز پروازی،شکوه سبز اعجازی
گلِ آیینه سیمایی،رضا جانم ،رضا جانم![]()
خوشا با عشق خو کردن! رضا را آرزو کردن
که تو شوق تماشایی،رضا جانم ،رضا جانم![]()
توکه خورشید درخشانی،عزیز دیده و جانی
چراغ آل طاهایی، رضا جانم ،رضا جانم
شفای درد پنهانی،غم ما را تو می دانی
تو بر دلها تسلایی، رضا جانم ،رضا جانم![]()
تو ای پیغام بیداری! سرود تا خدا جاری!
چراغ راه فردایی، رضا جانم ،رضا جانم![]()
غم عشق نهان سوزت، شرار شعله افروزت
به دل افکنده غوغایی،رضا جانم ،رضا جانم![]()
بهار خلوت جانی،سراسر شور ایمانی
شکوه باغ زهرایی، رضا جانم ،رضا جانم
لبالب از غم و دردم، به دنبال تو می گردم
که تو آرام دلهایی،رضا جانم ،رضا جانم![]()
منم افتاده ای شیدا،غریب و بی کس و تنها
امید جان تنهایی، رضا جانم ،رضا جانم![]()
زبوی عشق مدهوشم، غریبی خانه بر دوشم
کرامت را تو معنایی ،رضا جانم ،رضا جانم![]()
زجانم شعله می بارد، دلم داغ ترا دارد
من و این ناشکیبایی، رضا جانم، رضا جانم![]()
ندارم یاوری جز تو،چراغ باوری جز تو
امید من! چه فرمایی؟ ضا جانم ،رضا جانم![]()
قسم بر عاشقی ها«نسترن» را ای گل زهرا!
تو مولایی، تو مولایی،رضا جانم ،رضا جانم![]()
: ::. فضیلت زیارت امام رضا ع .::
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:
« ستدفن بضعة منى بخراسان ما زارها مكروب الا نفس الله كربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه» (1) ؛ پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنهكارى او را زیارت نكند جز این كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد و گناهانش را ببخشاید.
امام رضا علیه السلام میفرماید:
«ان لكل امام عهدا فى عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم » (2) ؛ هر امام و رهبرى، عهد و میثاقى بر پیروان و دوستدارانش دارد و همانا یكى از اعمالى كه نمایانگر وفادارى و اداى میثاق است، زیارت آرامگاه آنان است.
امام رضا علیه السلام میفرماید:
«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتیته یوم القیامة فى ثلاثة مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الكتب یمیناً و شمالاً و عند الصراط و عند المیزان» (3) ؛ كسى كه با دورى راه، مزارم را زیارت كند، روز قیامت در سه جا [براى دستگیرى] نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتارى آن موقفها رهایى خواهم بخشید:
1- هنگامى كه نامهها (ى اعمال) به راست و چپ پراكنده شود،
2- کنار پل صراط
3- کنار میزان (هنگام سنجش اعمال).
امام رضا علیه السلام فرمود:
«من زارنى و هو یعرف ما اوجب الله تعالى من حقى و طاعتى فانا و آبائى شفعائه یوم القیامة و من كنا شفعائه نجى» (4) ؛ هر كه مرا زیارت كند در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر او واجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت شفیع او هستیم و هر كه ما شفیع وى باشیم نجات یابد.
امام رضا علیه السلام فرمود:
« ... و هذه البقعة روضة من ریاض الجنة و مختلف الملائكة لا یزال فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الى ان ینفخ فى الصور» (5) ؛ این بارگاه بوستانى از بوستانهاى بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مىآیند و گروهى بالا مىروند تا وقتى كه در صور دمیده شود.
پینوشتها:
1- عیون اخبار الرضا، ج2، ص257.
2- بحار الانوار، ج100، ص 116
3- وسائل الشیعه، ج10، ص433
4- همان، ج 5، ص 436
5- بحارالانوار، ج 102، ص 44.
-----------------------
معجزه ای از امام هشتم امام رضا (ع)
سید جلیل اقای حاج میرزا طاهر بن علی نقی حسینی دام عزه که اهل منبر ارض اقدس و از خدام کشیک چهارم آستان قدس رضوی است و بسیاری از
مردم شهر به او ارادت دارندبرای حقیر نقل نموده شبی از آن شبها ئی که نوبت خدمت من بود هنگام بستن درب حرم مطهر چون زائران بیرون رفتند و
حرم خلوت شد من با سایر خدام حرم مطهر را جاروب نمودیم .
آنگاه ملتفت شدیم که یک نفر زائر عرب از حرم بیرون نرفته و پشت سر مبارک نشسته و ضریح را گرفته و با امام علیه السلام مشغول سخن گفتن است . لیکن ما چون زبان او اشنا نبودیم نفهمیدیم چه عرض میکند
ناگاه شنیدیم صدای پول امد مثل اینکه یک مشت دو قرانی نقره میان دستش ریخته شده این بود نزدیک رفتیم و گفتیم چه خبر است و این پول از کجا است به زبان خودش گفت که حضرت رضا علیه السلام به من مرحمت فرمود.
پس او را اوردیم در محل خدام که انجا را کشیک خانه میگویند و به یه کنفری که زبان عربی میدانست گفتیم تا موضوع را پرسید و او گفت که من اهل بحرینم و چون پولم تمام شده بود. عرض کردم ای اقا من می خواهم بروم و از خدمتت مرخص شوم و خرجی ندارم. حال باید خرج راه مرا بدهی تا بروم .
ناگاه دیدم این پول ها میان دستم ریخته شد.
سید ناقل گوید که چون ان پول ها را شمردیم ده تومان و چهار قران و دو قرانی چرخی رایچ آن زمان بود.
حقیر گوید:
بلی امام گوش شنوا دارد و میبیند و میشنود و از این جهت است که زائر در حرم مطهر با ان حضرت عرض می کند."اشهد انک تشهد مقمی و تسمع کلامی و ترد سلامی" یعنی ای آقا من را می بینی و کلام مرا میشنوی و جواب سلام مرا میدهی. پس شایسته و سزاوار است که زائر متوجه باشد که کجا آمده دو به حضور چه بزرگی حاظر شده و خدا وند منان چه منتی بر او نهاده که او را بدین فیض عظیم رسانیده پس خدا را شکر گذاری کند و اظهار فرح نماید با این سعادت و هر چه می خواهد به توسط آن حضرت از خدا در خواست نماید و متوجه باشد که عملی را انجام ندهد و سخنی نگوید که امام(ع) از او دلگیر شود .
سید علی رضا رشیدی گوید:
شاد شو ای دل که رضا یارماست در دو جهان سید و سالار ماست
ما همه پروانه ولی آن جناب شمع فروزان شب تار ماست
غم ننماید بدل ما مکان چونکه رضا مونس و غمخوار ماست
دائره شکل او بشود قلب ما مهر رضا نقطه پر گار ماست
ما بجوارش چو پناهندهایم از همه افات نگه دار ماست
روز قیامت نکنیم اضطراب زانکه رضا یار و مدد کار ماست
نگاهی به نحوه شهادت رئیس مکتب جعفری (امام جعفر صادق (ع)) شهادت رئیس
مکتبمان را به همه شیعیان تسلیت میگویم امام در سالهای آخر عمر خود شدیداً
لاغر وضعیف شده بود و به تعبیریکی از افرادی که امام را درآن روزگار دیده بود
ازاوچیزی نمانده بود جز سرش، کنایه ازاینکه بدن کاملاً فرسوده ونحیف شده بود.
سراسرزندگیش به دشواری وسختی ورنج آفرینی گذشته بود. ودرسالهای آخر عمربر
میزان محدودیت واحضار وتهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی ورنجش
می افزود. روزی منصور به وزیر دربارش « ربیع » گفت همین اکنون جعفربن محمد
(امام صادق( علیه السلام)) رادراینجا حاضر کن . ربیع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت
صادق( علیه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندی به آنحضرت رو کرد
وگفت: « خدامرا بکشد اگر تو رانکشم آیا درمورد سلطنت من اشکال تراشی می
کنی ؟» امام: آنکس که چنین خبری به تو داده دروغگو است ... ربیع میگوید: امام
صادق( علیه السلام) رادیدم هنگام ورود لبهایش حرکت می کند، وقتی که کنارمنصور
نشست، لبهایش حرکت می کرد ولحظه به لحظه ازخشم منصور کمتر می شد .
وقتی که امام صادق( علیه السلام) ازنزد منصور رفت، پشت سرامام رفتم وبه اوعرض
کردم: وقتی که شما وارد برمنصور شدید منصور نسبت به شما بسیار خشمگین بود
ولی وقتی که نزد او آمدی ولبهای تو حرکت کرد خشم او کم شد شما لبهایتان را به
چه چیز حرکت می دادی ؟ امام صادق( علیه السلام) فرمود : لبهایم رابه دعای جدم
امام حسین ( علیه السلام) حرکت می دادم وآن دعا این است : یا عُدَّتی عِندَ شِدَّتی
وَیا غَوثِی عِندَ کُربَتی اَحرِسنِی بِعَینِکَ الَّتی لا تَنامُ وَاکَنِفنِی بِِرُکنِکَ الذَّی لایُرام « ای
نیرو بخش من هنگام دشواریهایم وای پناه من هنگام اندوهم به چشمت که نخوابد
مرا حفظ کن ومرا درسایه رکن استوار وخلل ناپذیرت قراربده » آتش کشیدن خانه امام
صادق(علیه السلام) مفضّل بن عمر می گوید: منصور دوانیقی برای فرماندار مکه
ومدینه حسن بن زید پیام داد: خانه جعفر بن محمد ( امام صادق (ع) را بسوزان، اواین
دستوررا اجرا کرد وخانه امام صادق( علیه السلام) را سوزانید که آتش آن تا به راهرو
خانه سرایت کرد، امام صادق ( علیه السلام) آمد ومیان آتش گام برمی داشت ومی
فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّری اَنا بنُ اِبراهِیمَ خَلیلِ اللهِ « منم فرزند اسماعیل که
فرزندانش مانند رگ وریشه دراطراف زمین پراکنده اند منم فرزند ابراهیم خلیل خدا
( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد )» برنامه قتل امام صادق (علیه السلام)
سرانجام منصور نتوانست پیشرفت امام را ببیند و عظمت او را تحمل نماید. طرح قتل
او را از طریق مسموم کردن تهیه نمود. این نکته راناگفته نگذاریم که بنی عباس درس
مسموم کردن امامان رااز پیشوایان راستین خود، یعنی بنی امیه آموختند. معاویه
بارها گفته بود خداوند ازعسل لشکریانی دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به
خورد دشمنان خود میداد. منصور توسط والی خود درمدینه امام را با انگور زهرآلود به
شهادت رساند وبعد حیله گرانه به گریه وزاری وعزاداری او پرداخت. اینکه درامر
شهادت امام، منصور دست داشته جای شکی برای ما نیست، زیرا که خود بارها
گفته بود که او چون استخوانی درگلویم گیر کرده است. شاید منصور جداً وقلباً
دوست نداشت امام رابکشد ولی چه می توان کرد که مقام است وسلطنت، پست
است وموقعیت. مگر هرکسی میتواند ازآن بگذرد؟ امرشهادت او را توسط منصور،
برخی چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدلیل ابراز تأسف منصور ازمرگ او وهم گفته اند
که این امر خلاف تحکیم پایه های حکومت او بود. دیگران هم همین افکار راداشته اند
ویا برخی دیگر ازآن به تردید یاد کرده اند. ولی باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهدید
منصور، وبا توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم می شود بنی عباس چون
بنی امیه درخط امام کشی بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند. آری
او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتی بود.
لعنت خدا بر دل پرکینه دشمنان امام صادق(ع)
مرگ بر اسرائیل کودک کش
*******************
وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد
ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد
***************************************
ای بزدلان صهیونیستی شما فکر میکنید بمب باران شهرکهای مسکونی بی دفاع غزه برای شما افتخار نظامی ایست ای جلادان تاریخ اگر راست میگوئید فقط با یک گروه نظامی ساده در جهان مقابله کنید نه اینکه زور پوشالی خودتان را به چند نفر زن و بچه بی دفاع نشان دهید البته این عمل ناشیانه ی شما خود نشانه ضعف و زبونی شماست بدانید که با این اعمال فجیع دیگر عمرتان به سر امده و مسلمانان جهان این جنایات شرمگین شما هرگز بدون پاسخ نخواهند گذاشت .
اسرائیل باید از صحنه ی روزگار محو شود . انشالله
حضرت امام حسن مجتبی (ع) در عالم خواب یا مکاشفه به مرحوم آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی فرمودند :
«در منبرها به مردم بگویید و به آنان دستور دهید .توبه کنند و درباره ی تعجیل ظهور حضرت دعا کنید .
دعا برای آمدن آن حضرت مانند نماز میت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن عده ای از دیگران ساقط شود ؛بلکه مانند نمازهای پنج گانه است برهر مرد و زن بالغ واجب است برای ظهور امام زمان غایب دعا کنند.»
آشتی با امام عصر ص91
امام زمان عجل الله تعالی فرجه به یکی از دوستان خود که از آن حضرت پرسیده بود:
آقاجان! قربانتان بشوم, چرا
با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟
فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شما
دعای سلامتی من را می خوانید (یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن ....
شما باید دعای(الهی عظم البلا) را زیاد بخوانید
لطفا با هر توانی که دارید این مطلب رو منتشر کنید
امام زمان و سید بن طاووس صفحه238.نجم الثاقب صفحه 480

سالروز ولادت با سعادت امام يازدهم حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) را به تمامى شيعيان جهان تبريك عرض نموده، اميدواريم خداوند متعال توفيق پيروى آن امام همام را به همه ما عنايت فرموده ودر فرج فرزند بزرگوارش حضرت مهدى (عليه السلام) تعجيل فرمايد
میلاد امام حسن عسكری (ع) مبارک
![]()
امام حسن عسكری(ع) ، فرزند امام هادی(ع)، در روز هشتم ربيع الثّانی يا 24 ربيع الاوّل سال 232 هجری قمری در مدينه به دنيا آمد.نام مادر گرامی آن حضرت را، سوسن و بعضی «سليل» و «حُدَيْث» نيز گفته اند.
خدانگهدار
زمزمه ی ایوان نجف و کرببلا می آید
کربلا را تو مپندار که شهری ست در میان شهر ها و نامیست در میان نام ها .
نه کربلا حرم حق است .
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز و بزرگوارم... اومدم
برای شیرین ترین خداحافظی عمرم..اومدم از همه حلالیت
بطلبمو بگم منو به بزرگواری خودتون ببخشید..دعاگوتون
هستم...قسمت شده نائب الزیاره همه ی شما در کربلای
معلی باشم

زآسمان دل من خورشید ومه آمد
شب میلاد احمد(ص) باپورحیدرآمد
همه شادی نمایید که میلاد نبی شد
جلوه نورصادق زبعدش منجلی شد
_________________
به امنه بنت وهب ،خداعطا کرده پسر
پسر چه گویم که به خلق،خداعطاکرده پدر
میلاد پیامبرافرینش ورییس مذهب جعفری برشماخجسته
باد

=========

دهه مبارک فجررا که قرین
ميلاد مسعودختمي مرتبت پيامبر اعظم حضرت محمدمصطفي
(صلي الله عليه وآله وسلم)وبنيانگذارمكتب تشيع حضرت امام جعفرصادق (عليه السلام)گردیدبرعموم شادباش وتبریک میگوئیم
خيزيد دو آيينه ي توحيد ببينيد
در مشرق يک صبح، دو خورشيد ببينيد
دو مطلع الانوار درخشيد، ببينيد
در عيد نبي بار دگر عيد ببينيد
عيـد دگـري بـاز دل از خلــق ربــوده
چون حضرت صادق به جهان چشم گشوده
شده مکه چراغان ز يمن مقدم تو
زند پر قلب عالم به گرد حرم تو
فداي قدم تو کرم تو حرم تو
يا محمد(3)
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
آغازامامت و ولایت عهدی حضرت ولي عصر (عج)
برعاشقان و منتظران آن حضرت تبريک و تهنيت باد
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ
وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
شهادت امام حسن عسکري عليه السلام را به خلف آن حضرت ، امام زمان عجل الله فرجه الشريف و همه شيعيان تسليت مي گوييم .
آفتاب روز هشتم ربیع الاول در حال طلوع بود، که آفتابی پرفروغ از دیگر سو غروب می کرد. او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بود، که شمع وجودش پس از 28 سال پرتوافشانی به خاموشی می گرایید. در سالروز شهادت آن امام بار دیگر زمین و آسمان در عزای سلاله ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است، تا با گریه و فغان بر مظلومیت آن امام همام با فرزندش حضرت ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) هم ناله شود. شهادت امام عسکری علیه السلام را بر دادگستر جهان، امام زمان (عج)، و تمام روهروان راه آن حضرت، تسلیت می گوییم.
از آن جا که امام یازدهم علیه السلام ، همراه با پدر بزرگوارشان، امام هادی علیه السلام ، به شهر سامراء، پایتخت خلافت عبّاسی، منتقل شده، و در آن جا در محله «عسکر» سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده شدند. کنیه ایشان «ابومحمّد» و بیشتر مردم، آن حضرت و پدر و جدّ ایشان را ملقّب به «اِبْنُ الرِّضا» (فرزند امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام ) می نامیدند. از دیگر القاب آن حضرت، زکیّ به معنی پاکیزه است.
پدر ایشان، امام هادی علیه السلام ، و مادرشان، بانوی پارسا و شایسته، حدیثه است، که امام عسکری در دامان پاک ایشان متولد و پرورش یافت. این بانوی بزرگوار از زنان مومنه و نیکوکار بود. در فضیلت این بانو همین بس که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تا مدتی پناهگاه و نقطه اتکای مومنان، در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی و پر اضطراب بود.
وقتی خبر شهادت امام عسکری به مردم سامرا رسید، غم بر سر مردمان شهر سایه افکند. «ابن صباغ مالکی»، یکی از دانشمندان اهل سنّت، در این باره می نویسد: وقتی خبر درگذشت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام منتشر شد، سامراء به حرکت درآمد و سراپا فریاد و فغان و ناله گردید. بازارها تعطیل و مغازه ها بسته شد.
بنی هاشم، أُمرای لشکر، قاضیان شهر، شعرا، و سایر مردم برای شرکت در مراسم تشییع پیکر مطهّر امام عسکری حضور یافته بودند. سامراء در آن روز یادآور صحنه قیامت بود.
پس از شهادت امام عسکری علیه السلام ، معتمد، خلیفه وقت عباسی برای آن که وانمود کند که از آن امام، فرزندی باقی نمانده است، دستور داد تا میراث آن حضرت را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم کنند. او بدین وسیله می خواست مسلمانان را از وجود امام بعدی ناامید کند. غافل از این که مردم عقیده داشتند که از امام عسکری علیه السلام فرزندی باقی مانده است که امامت را به عهده خواهد گرفت؛ زیرا عده ای از شیعیان فرزند خردسال امام را در زمان حیات ایشان دیده بودند.
جنازه مطهّر و نورانی امام عسکری را در حیاط خانه اش کفن کرده و در تابوت گذاشته بودند. برادر آن حضرت، جعفر کذّاب، پیش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد. وقتی که خواست تکبیر نماز را بگوید، ناگاه کودکی گندمگون و سیاه موی که دندان های پیشینش قدری با هم فاصله داشت، بیرون آمد. و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشید و گفت: «عمو! کنار برو، من باید بر پدرم نماز گزارم». جعفر در حالی که قیافه اش دگرگون شده بود، کنار رفت و آن کودک برجنازه امام نماز خواند. او کسی نبود جز حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف؛ زیرا معصوم باید بر معصوم نماز گزارد. سپس حضرت را در خانه خود در کنار قبر پدرش امام هادی علیه السلام به خاک سپردند.
خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسبت به امامان دریغ نمی کردند. این محدودیت ها در عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهم السلام به اوج خود رسیده، در زمان امام یازدهم شدت بیشتری یافت؛ زیرا، در زمان ایشان پیروان اهل بیت به صورت یک قدرت عظیم درآمده بودند، و این گروه حکومت عباسیان را مشروع و قانونی نمی دانستند، و معتقد به امامت فرزندان علی علیه السلام بودند. در آن زمان ممتازترین شخصیّت این خانواده، امام عسکری بود. از طرف دیگر، طبق روایات بی شمار، مهدی موعود که تار و مار کننده همه حکومت های خودکامه است، از نسل پیشوای یازدهم است. به این جهت خلفای عباسی پیوسته مراقب زندگی ایشان بودند.
یکی از فعالیت های امام عسگری، آماده سازی مردم برای پذیرش غیبت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه شریف بود؛ از این رو ایشان، کمتر با مردم تماس می گرفت، و جز نوّاب و یاران خاص خود، کسی را به حضور نمی پذیرفت و فقط به واسطه آنان مشکلات دینی مردم را حل می کرد. آن حضرت گاه دستورهای دینی خود را به وسیله نامه هایی، به علما می نوشت. امام عسکری با عمل به چنین شیوه ای قصد داشت زمینه غیبت فرزندش امام مهدی (عج) را آماده کند و مردم را به دوری امام عادت دهد به گونه ای که غیبت امام زمان(عج) برای آنان غیرمعمول و ناآشنا نباشد.
احمدبن اسحاق، یکی از یاران و اصحاب خاص امام عسکری می گوید: به حضور ابومحمّد، حسن بن علی عسکری علیه السلام رسیدم و خواستم درباره جانشین بعد از ایشان سئوال کنم. پیش از سئوال من، حضرت فرمودند: «ای احمدبن اسحاق به درستی که خداوند از خلقت حضرت آدم علیه السلام تا هنگام برپایی قیامت، زمین را از حجّتِ خود برخلق خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت. خداوند به سبب حجّت الهی بلا را از اهل زمین دور می سازد و به برکت او باران فرو می بارد». پرسیدم: یابن رسول اللّه ، پس امام بعد از شما کیست؟ در این هنگام امام باعجله برخاست و به درون خانه رفت. سپس همراه کودکی سه ساله ـ که صورتش همانند ماه شب چهارده می درخشید ـ بیرون آمد، آن گاه فرمود: «ای احمدابن اسحاق، اگر بر خدا و حجت هایش عزیز نبودی این فرزند را به تو نشان نمی دادم».
امام عسکری علیه السلام با چنین شیوه هایی، بارها جانشین بر حق خود را به یاران و اصحاب خویش معرفی می کردند.
شخصی به نام «حلبی» می گوید: به سامراء آمدم و منتظر خروج امام عسکری علیه السلام از منزلشان بودم تا او را از نزدیک ببینم. در کنار من جوانی ایستاده بود. به او گفتم: از کجایی؟ گفت: از مدینه. گفتم: این جا چه می کنی؟ گفت: من از نوادگان ابوذر غفاری هستم. درباره امامت ابومحمّد علیه السلام اختلافی پیش آمده است، آمده ام نشانه ای از او ببینم تا دلم آرام گیرد. در این هنگام امام عسکری علیه السلام بیرون آمد. وقتی که روبروی ما رسید، به جوان نگریست و فرمود: «آیا تو غفاری هستی؟» جوان پاسخ داد: آری. امام فرمود: مادرت «حمدَویّه» چه می کند؟ جوان گفت: خوب است. امام پس از این سخنان کوتاه از کنار ما گذشت. رو به جوان کردم و گفتم: آیا او را قبلاً دیده بودی؟ جوان گفت: خیر. گفتم: آیا همین تو را بسنده بود؟ گفت: کمتر از این هم کافی بود.
اخلاق الهی و سیرت نبوی حضرت امام عسکری علیه السلام موجب نفوذ معنوی گسترده ای در بین مردم شده بود؛ به گونه ای که وقتی امام از منزل بیرون می آمدند، مردمان جهت دیدار و پرسیدن سوال های خود، در برابر منزلشان صف می کشیدند. خلفای عباسی که از نفوذ معنوی امام بیم داشتند و از دیگر سو مشاهده می کردند که محدودیت ها و فشارهایی که بر ایشان وارد می کنند، اثر معکوس دارد و روز به روز بر محبوبیت ایشان در بین مردم افزوده می شود، امام را به زندان افکندند، تا مانع ارتباط ایشان با مردمان شوند و به خیال خود از نفوذ معنوی شخصیّت والای امام بکاهند.
محمّدبن اسماعیل علوی می گوید: حضرت امام عسکری علیه السلام را در زندانی زیر نظر «علی ابن اوتاش» قرار دادند. او فردی بی رحم و از دشمنان سرسخت آل محمّد صلی الله علیه و آله بود و با خشونت بسیار نسبت به خاندان و فرزندان امام علی علیه السلام رفتار می کرد. از سوی دیگر خلفای عباسی نیز به او دستور دادند تا هرچه می تواند به امام سخت گیری کرده و به ایشان آزار رساند؛ اما بیش از یک روز نگذشت که آن مرد با مشاهده حالات معنوی امام در برابر عظمت حضرت عسکری زانوی عجز و تواضع به زمین نهاد. علی ابن اوتاش هنگامی که از حضور امام بیرون آمد از بهترین یاران با اعتقاد، و ستایش گر حضرت امام عسکری شده بود.
کسانی که می خواهند در مسیر طاعت و بندگی پروردگار متعال قدم برداشته و به تزکیه و تهذیب نفس بپردازند، باید در اولین گام از گناهان و پلیدی ها دوری جویند؛ چرا که گناهان همانند زنجیرهایی سنگین بر پای اراده انسان آوار شده و مانع پیشرفت معنوی می شوند. امام حسن عسکری علیه السلام در روایتی به ریشه و اساس پلیدی ها اشاره کرده و می فرماید: «همه پلیدی ها در خانه ای قرار داده شده اند و دروغ، کلید آن خانه است». یعنی کسی که مرتکب دروغ شود به گناهان دیگر نیز دست خواهد زد. همچنین ترک دروغ، مقدمه ای برای ترک دیگر گناهان خواهد شد.
از صفات نکوهیده و مذمومی که از ارزش انسان در جامعه می کاهد و باعث دوری گزیدن مردم از آدمی می شود، نفاق و دورویی است. منافقان و ریاکاران از پست ترین افراد جامعه هستند. امام عسکری در نکوهش این افراد می فرمایند: «چه بد بنده ای است شخص دو رو و ریاکار، در حضور برادرش بستاید و در نبودِ او غیبتش کند. اگر برادرش صاحب چیزی شود، بدو حسد ورزد و اگر گرفتار شود بدو خیانت کند».
خلفای عباسی، با به کارگیری سلیقه های متفاوت می کوشیدند تا اوضاع را به زیان امام عسکری خاتمه دهند؛ با این حال با گذشتن زمان، محبوبیت امام در بین مردم فزونی می یافت. معتمد عباسی که از نفوذ معنوی امام در بین مردمان بیمناک بود، درصدد برآمد تا به هر شیوه ممکن، ایشان را به شهادت برساند. او نمی توانست آشکارا به چنین توطئه ای دست بزند؛ از این رو با دسیسه ای مرموز، ایشان را مسموم ساخت و با این کار پرتو یازدهمین ستاره پرفروغ آسمان هدایت را به ظاهر خاموش کرد. معتمد با قصد فریب افکار عمومی با ظاهرسازی، چند پزشک را به نزد امام فرستاد تا ایشان را معاینه کنند و شهادت ایشان را مرگ عادی جلوه دهند؛ اما خیلی زود این نیرنگ معتمد رنگ باخت و مردم از حقیقت واقعه آگاه شدند.
در ساعات آخر عمر امام، بیماری آن چنان بر ایشان شدید شد که آن حضرت توان از دست داده بود. امام رو به غلامش فرمود: «به آن اتاق برو و کودکی را که به سجده افتاده است، بیاور». غلام رفت و با کودکی که چهره ای درخشان داشت و بین دندان هایش گشاده بود، به نزد پدر آمد. وقتی که نگاه امام حسن عسکری علیه السلام به کودک افتاد، گریه کرده و فرمود: «ای سرور اهل خانه خود، به من آب بیاشام، همانا من به سوی پروردگارم می روم». (وفاتم نزدیک است). آن کودک با دست خود به پدر آب داد. سپس امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: «مرا برای نماز آماده کنید.» آن کودک، پدر را در وضو گرفتن کمک کرد. امام عسکری به او فرمود: «بشارت باد تو را ای پسرم که تویی صاحب الزمان و تویی مهدی و حجت خدا بر روی زمین، و این عهدی است از پدرم و از پدرانش تا رسول خدا صلی الله علیه و آله ».
|
از پس پرده برون حجّت اثناعشر است |
یا که در غرّه مَه قرص قمر جلوه گر است |
|
بلبل از دوری گل تا سحر امشب به نواست |
یا پسر بر سر بالین پدر نوحه گر است |
|
هاتفی گفت که خاموش! مگر بی خبری |
حسن عسکری امشب به جناح سفر است |
|
سر به دامان پسر گرم سخن با معبود |
چهره اش بر اثر زهر جفا پرگهر است |
|
شد برون طایر روحش ز قفس سوی جنان |
مهدی منتظر از بهر پدر خون جگر است |


با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین
وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین
این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین
از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین
دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین
داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین
زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین
پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین
به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

دل همیشه غریبم هوایتان کرده است
هواى گریه پایین پایتان کرده است
وَ گیوههاى مرا رد پاى غمگینت
مسافر سحر کوچه هایتان کرده است
خداش خیر دهد آن کسى که بال مرا
کبوتر حرم باصفایتان کرده است
چگونه لطف ندارى به این دو چشمى که
کنار پنجره هایت صدایتان کرده است ؟
چگونه از تو نگیرم نجات فردا را ؟
خدا براى همینها سوایتان کرده است
چرا امید ندارى مدینه برگردى ؟
مگر نه آنکه خدا هم دعایتان کرده است ؟
میان شهر مدینه یگانه خواهرتان
چه نذرهاى بزرگى برایتان کرده است
تو آن نماز غریب همیشهها هستى
که کوچههاى خراسان قضایتان کرده است
سپیدهاى و به رنگ شفق در آمدهاى
کدام زهر ستم جابجایتان کرده است

مانند مادرت شده ای، قد خمیده ای!
آقا چرا عبا به سرخود کشیده ای !؟
با درد کهنه ای به نظرراه می روی !؟
مانند مادرت چقدر راه می روی !
خون ِجگربه سینه به اجبار می دهی
راهی نرفته! تکیه به دیوار می دهی
داغ غریبی تو، نمک بر جگرزند
خواهرنداشتی که برایت به سرزند
اینجا مدینه نیست، چرا دلخوری شما !؟
درکوچه های طوس زمین می خوری چرا ؟
با «یاعلی» به زانوی خسته توان بده
خاک لباس های خودت را تکان بده
مقداری ازعبای شما پاره شد،ولی...
نیزه نزد کسی به تو ازکینه ی علی
اینجا کسی به پیرهن تو نظر نداشت
فکروخیال گندم ری را به سر نداشت
اینجا کسی به غارت انگشترت نرفت
چشمی به سمت مقنعه ی خواهرت نرفت

کوثر اشک من از ساغر و پیمانه ی توست
دل آتشزدهام، شمع عزاخانه ی تـوست
جگر سوخته، خاکستر پروانه ی تـوست
شعلههای دلم از آه غریبـانه ی تـوست
ای تـراب قـدم زائـر کویت گِل من
وی خراسان تو تا صبح قیامت دل من
درد جان را تو طبیبی تو طبیبی تو طبیب
بزم دل را تو حبیبی تو حبیبی تو حبیب
بی تولّای تو دل را نه قرار و نه شکیب
تو غریب الغربایی و همه خلق، غریب
نه خراسان که سماوات و زمین حائر توست
دور و نزدیک ندارد، دل ما زائر توست
ای قبول غم تـو گریه ی ناقابل ما
آتش عشق تو در روز جزا حاصل ما
مایه از خاک خراسان تو دارد گِل ما
ما نبودیم که میسوخت به یادت دل ما
سالها آتش غم شمع صفت آبت کـرد
زهر در سینه شراری شد و بی تابت کرد
تو به خلقت پدری و تو به زهرا پسری
مثـل جدّ و پدرت از همه مظلومتری
تـو جگـر پاره ی پیغمبر و پاره جگری
بلکه بیتابتر از بسمل بیبال و پری
میزبان تو شد ای جان جهان قاتل تو
کس ندانست ندانست چه شد با دل تو
تـو کـه سـر تـا بـه قدم آینه توحیدی
به چه تقصیر چو بسمل به زمین غلطیدی؟
مرگ را دور سرت لحظه به لحظه دیدی
همچنـان مار گزیده به خودت پیچیدی
که گمان داشت که با آن غم پیوسته ی تو
قتلگاه تو شود حجره ی در بسته ی تو؟
«بابی انت و امّی» که چه آمد به سرت
داغ معصومه ی مظلومه به جان زد شررت
تو زدی بال و پر و کـرد تماشا پسرت
بس که بر شمس رُخت ریخت ستاره قمرت
شـرر آه بـر آمـد ز نهـادت مــولا
صورتت شسته شد از اشک جوادت مولا
طایر روح غریبانه پرید از بدنت
قاتلت اشک فشان بود به تشییع تنت
خبر از غربت تن داشت فقط پیرهنت
کرد با خون جگر دست جوادت کفنت
چوب تابوت تو بر شانه ی جان همه بود
جای معصومه ی تو اشک فشان فاطمه بود
بانوان چشم ز مهریّه ی خود پوشیدند
دور تابوت تو پـروانه صفت گردیدند
اشکها بود که بـر غربت تو باریدند
لاله از خون جگر بر سر راهت چیدند
مردها مثل زنان شیونشان برپا بود
دور تابوت تو ذکر همه یا زهرا بود
ای خدا سوختم از گریه، دل از کف دادم
کاش میسوخت فلک از شرر فریادم
کاش میداد غم شام بلا بـر بادم
یاد خاکستر و سنگ لب بام افتـادم
پای تابوت رضا چنگ و نی و دف نزدند
همه سیلی زده بر صورت خود، کف نزدند
دور تابوت تو بر چهره اگر چنگ زدند
لیک پای سر جدّ تو همه چنگ زدند
دور تابوت تو ناله ز دل تنگ زدند
دور زینب همه از چار طرف سنگ زدند
تا شرار از جگر و ناله ز دل برخیزد
اشک «میثم» به تو و جدّ غریبت ریزد

|